تبليغاتX
... - فردا

چه خوب که این آدم، همراه با همه حرفهای احمقانه ای که به او زده ام، به زودی و برای همیشه از اینجا خواهد رفت.. کاش یادم باشد که در ارتباطم با آدم بعدی، دیگر این اشتباهات را تکرار نکنم..

روزگاری که داشتم بار و بندیلم را جمع می کردم تا به این سرزمین کوچ کنم، هر خراب کاری ای که دوستانم توی خوابگاه و دانشگاه می کردند یا اگر قرار بود کار خطرناکی انجام دهند، می انداخنتد گردن من و می گفتند: تو که داری می روی.. هر چه به روزهای آخر نزدیک تر می شدیم شدت و حماقت و فجاعت کارهایمان هم بیشتر میشد! دیگر آن روزهای نهایی هر sms و حرف و شوخی و دیوانه بازی که فکرش را می توان کرد، عملی می کردیم! و بعد هم چقدر با گفتن این جمله از خنده ریسه می رفتیم: تو که داری می روی!!

احساس بی خیالی و سبک بالی بی نهایت لذت بخش آن وقت ها را هرگز فراموش نمی کنم.. حالا من به اینجا آمده ام و تلاش می کنم حماقتهای گذشته ام را فراموش کنم، اما خوب هر از گاهی باز...
ولی ای کاش دوباره به همان روزها باز گردم، کاش بی خیال همه چیز و همه کس شوم.. آری «ما» که داریم می رویم!!

اصلاْ «امروز» هم به زودی می رود و «فردا» روز دیگری است..

+ نوشته شده در چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت توسط دریا |