تبليغاتX
... - پریود

پریود که باشم حالم از هر چی مرد است به هم می خورد. دلم می خواهد یک کدامشان را گوشی ای گیر بیاورم و کتک مفصلی بهش بزنم! از مشاهده اولین قطره خون تا به حالت مرگ افتادنم، معمولاْ یکی دو ساعتی طول می کشد و من در این مدت، پیش از آنکه کاملاْ از پا بیافتم، عین قربانی ای که تدریجاْ در حال جان دادن است، به تمام عذابهایی که در عمرم متحمل شده ام، به همه ظلم ها و ناعدالتی هایی که کشیده ام، به تمام عمل های جراحی، آزارهای جنسی، ترس ها و تلخیهای زندگیم فکر می کنم. چرا من باید هر ماه این شکنجه ها را تحمل کنم و آن وقت این عناصر ذکور همه اش دنبال لذت بیشتر جنسی شان باشند؟

اما پریود شدن یک جنبه مثبت هم دارد. اینکه با خودم مهربان تر می شوم. در آنزمان اجازه دارم از هر غذایی که دلم می خواهد بخورم. لازم نیست فکر قیمت باشم. اگر چیزی را دوست داشته باشم می خرمش. و چون از لحاظ جسمی ضعیف می شوم معمولاْ گوشه ای روی مبل لم می دهم، کتابی بر می دارم و بدون دغدغه درس و کار، خودم را در آن غرق می کنم.

پریود چیز مزخرفیست ولی گاه، درک حس ناتوانی بی نهایت، اینکه هیچ کاری از دستت برنیاید، حتی نتوانی برای خلاصی سرت را به دیوار بکوبی، خیلی هم بد نیست. شاید اصلاْ خیلی هم خوب است. اینرا جدی می گویم!!

+ نوشته شده در پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت توسط دریا |