تبليغاتX
... - هم کلاسی

تنها توی غذاخوری نشسته ام. هم کلاسی ترم گذشته ام را می بینم که از دور برایم دست تکان میدهد. پیشش می روم. با خوشحالی احوالم را می پرسد و می گوید که چند روز پیش از دوستان، خبرم را می گرفته و اینکه چرا پیدایم نیست. راستش اصلاْ فکرش را نمی کردم هنوز مرا به خاطر داشته باشد، چه برسد به آنکه بخواهد سراغم را بگیرد. خوشحال می شوم.

+ نوشته شده در جمعه 2 شهریور1386ساعت توسط دریا |