تبليغاتX
... - برگرد

نه! من با دنیا متفاوت نیستم نه حتی ذره ای، چه برسد به خیلی.. من فقط یک دختر کوچکم که الان تنهایی پشت کامپیوترش نشسته، منتظر است و با خودش فکر می کند تا خبر تازه ای بهش نرسد، تا چراغ او روشن نشود، و تا صدایش را نشنود، دیگر هرگز نمی تواند از روی صندلی بلند شود.. نشسته و همین طور به نشستن ادامه می دهد..

دیگر حتی واژه ها هم مفهومشان را برایم از دست داده اند، نه دنبال صفت ام نه مضاف، می خواهم حواسم را جمع کنم ولی آخر مگر می شود؟ زمانی کلمات مرا سبک می کردند، حالا انگار وبال گردنم شده اند، از وجود من نشات نمی گیرند، هویت مستقل خودشان را پیدا کرده اند و دیگر این منم که اسیر آنهایم..

خدایا آیا او برخواهد گشت؟ آیا او برخواهد گشت؟ آیا او برخواهد گشت؟ آیا او برخواهد گشت؟ التماست می کنم برگردی، برگرد نه به خاطر من که بی تو هیچ خواهم شد، نه به خاطر زندگی که هنوز خیلی چیزهایش را تجربه نکرده ای، نه به خاطرت دیگران که از صمیم قلب دوستت دارند، نه به خاطر هوا که به عطر تنت عادت کرده است، نه به خاطر اقیانوس و ساحل زیبایش، نه خاک بارور، نه عشق، نه فریاد، نه ترانه، نه هیچ چیز دیگر، برگرد فقط و فقط به خاطر خودت..

+ نوشته شده در پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت توسط دریا